<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حس خوبم</title>
<link>https://golijan.blogfa.com</link>
<description>دل نوشت</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Sep 2026 02:04:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>خداجونم شکرت</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/27</link>
<description>خداجونم شکرت بابت اینجایی که هست و من میتونم حسمو بنویسم و حالمو خوب کنم خداجونم شکرت به خاطر وجود همسرم که تمام زندگیم شده خداجونم شکرت به خاطر وجود پاره تنم خداجونم شکرت به خاطر سوادی که دارم خداجونم شکرت به خاطر وجود کسانی که دوسشون دارم و دوسم دارن خداجونم شکرت به خاطر نعمت سلامتی خودم و عزیزانم خداجونم شکرت به خاطر این صبح دلپذیری که گوشم به صدای گنجشکان و چشمم به دیدار والدینم روشن شده خداجونم شکرت به خاطر شغلم که میتونم توش پیشرفت کنم خداجونم شکرت</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 02:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>دوری</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/26</link>
<description>داری از غم داغون میشی بعد میری بغلش محکم فشارش میدی نازت میکنه میبینی عه چه زندگی قشنگه چقدر حالم خوبه چقدر امید دارما</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2026 23:31:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>  هوا هست،نفس نیست...!</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/25</link>
<description>امشب یک جور سنگینیِ عجیب روی سینه‌ام نشسته از آن سنگینی‌هایی که با چند نفس عمیق هم باز نمی‌شود فقط می‌ماند بغض می‌شود می‌نشیند پشت گلوی آدم و هر کاری می‌کنی پایین نمی‌رود حس می‌کنم در شلوغ‌ترین لحظه‌ها هم می‌شود تنها بود گاهی حتی بیشتر از همیشه گاهی آدم میان آدم‌ها نیست که گم می‌شود در دلِ فکرهای خودش گم می‌شود در آن جایی که هیچ‌کس نمی‌بیندش و هیچ‌کس نمی‌فهمد چقدر دارد آرام‌آرام می‌شکند. من امشب همین‌طورم نه کاملاً گریه‌ام گرفته، نه کاملاً ساکتم یک چیزی</description>
<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 19:44:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>حس بد</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/24</link>
<description>گاهی آدم‌ها در کنارت راه می‌روند، دستت را می‌گیرند و حتی از عشق می‌گویند، اما در نقطه‌ای که انتظارش را نداری، پرده‌ای کنار می‌رود و تو می‌بینی که آن‌قدرها هم که فکر می‌کردی، در دنیای واقعی آن‌ها سهمی نداری تپش‌های تند قلبم، نه از هیجان، که از هراس یک تناقض است،تناقض بین کلمات گرم و رفتارهای سرد دارم یاد می‌گیرم که سکوت‌ها و پنهان‌کاری‌ها، گاهی بلندتر از هر فریادی، حقیقتی را فریاد می‌زنند. شاید وقت آن رسیده که به جای جست‌وجوی امنیت در آغوش دیگران، خودم پناه</description>
<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 18:36:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>فکر و خیال</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/23</link>
<description>بر قله ی ۶۰ سالگیم نشسته ام و به پشت سرم نگاه میکنم زندگیم چقدر پر فراز و نشیب بود که گویی هیچ اراده‌ای از آنِ من نبود.۱۵ ،۱۶ سالگی ام را به یاد میاورم در مسیر مدرسه ب خانه قاطع و محکم رو به دوستم گفتم سه اتفاق برای من نمی افتد ولی بقیه چیزها دست من نیست.....۴۵ ساااال گذشت و من حال فهمیدم هیچ چیز دست من نبود و نیست گویی باید این سربالایی رو بالا می آمدم تا برسم به اینکه در پیچ و خم تقدیر، دست‌هایی نامرئی منو به سمتی کشوندند که هرگز گمان نمی‌کردم.</description>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2026 11:36:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title>قدردانی</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/22</link>
<description>می‌دونی، بعضی وقتا کلمات اصلاً نمی‌تونن اون چیزی که توی دلمه رو خوب بیان کنن تا ازت تشکر کنم دقیقاً الان هم همین حسو دارم، مرسی برای همه لحظه‌هایی که همیشه کنارم بودی، برای نگاهای مهربونت، برای شونه‌های محکمت که میشه بهشون تکیه کرد، و برای اون قلب پر از عشقت وقتی سرنو میچسبونم بهش و تا خود بهشت میرم تو واقعاً معجزه ی زندگی منی. یه نوری که همه تاریکیای روحمو روشن می‌کنی، یه آرامشی که اضطرابامو از بین می‌بری، یه عشقی که معنی زندگی منو به قشنگترین شکل ممکن</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2026 02:04:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
<item>
<title>بیقراریِ عاشقانه</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/21</link>
<description>می‌فهممت…نه فقط با گوش،با دل.می‌فهمم چطور می‌شه آدم چند ساعت پیش صداشو شنیده باشه،دیشب نگاهشو دیده باشه،اما باز دلش آروم نگیره،،باز یه جای خالییه بی‌قراریِ لجوج،تمام وجودشو بگیره،،،نبودنت،حتی وقتی کوتاهه،حتی وقتی می‌دونم برمی‌گردی یه چیزی رو توی من به هم می‌ریزه انگار دلم فقط با بودنت نفس می‌کشه و هر لحظه‌ای که ازت خبر ندارم یه دلشوره‌ی ناآشنا آروم آروم توی وجودم ریشه می‌دونه این حساسیت نه از شک میاد نه از کنترل ااز دوست داشتنی میاد که زیادی عمیقه از دلی</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2025 21:36:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/21</guid>
</item>
<item>
<title>زخم!!</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/20</link>
<description>گاهی فکر می‌کنم اگر یک لحظه به قلبم گوش بدهی، صدای تپیدنش را می‌شنوی که هر ضربه‌اش اسم توست. نمی‌دانم چه شد که این‌طور بی‌پروا به تو دل بستم… اما حالا که بسته‌ام، هر لحظه‌ نبودنت مثل سایه‌ای سنگین روی روحم می‌افتد. امروز بیشتر از همیشه دلم برایت تنگ شد آن‌قدر که انگار درون سینه‌ام چیزی جمع شده و راه نفسم را گرفته. می‌ترسم… می‌ترسم یک روز بیدار شوم و ببینم این همه احساسی که به تو دادم، بی‌صدا از دستم رفته.</description>
<pubDate>Fri, 05 Dec 2025 19:34:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/20</guid>
</item>
<item>
<title>حرف مفت</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/19</link>
<description>کسی چه می‌داند من چه رنجی کشیده‌ام تا روحم زیبا بماند، وقتی که دنیا هر روز تکه‌ای از باورم را می‌تراشید و من باید از نو یاد می‌گرفتم چگونه بایستم وقتی که قضاوت‌ها مثل سایه‌ای سرد دنبالَم می‌آمدند و من وانمود می‌کردم نمی‌بینم، نمی‌شنوم، نمی‌لرزم… کسی نمی‌فهمد چقدر سخت است چشم‌هایت را خشک نشان بدهی وقتی که درونت سال‌هاست باران نمی‌ایستد کسی خبر ندارد برای نگه داشتن آرامشم چقدر با خودم جنگیدم؛ چقدر از میان حرف‌ها گذشتم که روح من، شبیه حرف‌هایشان نشود.</description>
<pubDate>Mon, 01 Dec 2025 23:34:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/19</guid>
</item>
<item>
<title>شوق دیدار</title>
<link>https://golijan.blogfa.com/post/18</link>
<description>کجایی بیا یه چند تا بادوم بدم بهت... از قشنگترین جمله هایی که ازت شنیدم،منو چقدر سر ذوق آورد.... فکر دیدنت ، دلمو مثل آتیشی آروم اما عمیق می‌سوزونه... شوقی که هر لحظه بیشتر می‌شه و نفسمو تندتر می‌کنه... حضورت برای من مثل عشقِ بی‌دریغ و آرامشِ بی‌پایانه... تمام امروز را با خیال محبتت گذراندم... فکر دیدنت از همین حالا دلمو پر از شور کرده... انگار همه‌چیزِ دنیا رنگِ روشن‌تری گرفته... لحظه‌شماری می‌کنم برای دیدنت… برای همان آرامشی که فقط با بودنت پیدا</description>
<pubDate>Sun, 30 Nov 2025 00:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golijan</dc:creator>
<guid>golijan.blogfa.com/post/18</guid>
</item>
</channel>
</rss>
